محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1743
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
30 - آن روز كه گوييم دوزخ را كه : پر شدى ؟ و گويد كه : هست هيچ افزونى ؟ 31 - و نزديك كنند بهشت پرهيزكاران را بجز دورى 32 - اينست آنچه وعده كرده آمدتان هر بازگرديدهاى نگاهبان را 33 - كه ترسد « 1 » از خداى عزّ و جلّ بنهانى و بيارد دلى بازگرديده « 2 » 34 - اندر رويد اندر آن بهشت بسلامت ، كه آنست روزگار هميشگى « 3 » 35 - و ايشانراست آنچه خواهند اندر آنجا و نزديك ما افزونى 36 - و چند هلاك كرديم پيش ايشان « 4 » از گروهان ايشان كه سختتر بودند از ايشان به زور و قوّت « 5 » و بگشتند اندر شهرها هست هيچ جاى گريغ ؟ « 6 » 37 - كه اندر اين يادگاريست آن را كه بود او را دلى يا بيوكند اشنوايى « 7 » او گواهست 38 - و بدرستى كه بيافريديم آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است اندر شش روز و نه رسيد بما هيچ ماندگى 39 - شكيبايى كن بر آنچه مىگويند ، و تسبيح كن و شكر و سپاس خداى ترا « 8 » پيش از برآمدن آفتاب و پيش از فرو شدن 40 - و از شب تسبيح كن او را و پس « 9 » سجده كن
--> ( 1 ) آن كس را كه بترسد . ( صو ) ( 2 ) بازگردنده . ( صو ) ( 3 ) اينست روز جاودانى . ( صو ) ( 4 ) پيش ازيشان . ( صو ) ( 5 ) بنيرو . ( صو ) ( 6 ) جاى گريختن هست ؟ ( صو ) ( 7 ) كه باشد مر او را دل خرد يا برفكند شنوايى . ( صو ) ( 8 ) و نماز كن بستايش خداوند تو . ( صو ) ( 9 ) نماز كن وى را و سپس . ( صو )